درگیری های کهن قومی در افغانستان
ترجمه: ابتهاج عبیدی ترجمه: ابتهاج عبیدی

درگیری های کهن قومی در افغانستان، باعث یک جنگ نیابتی و دشمنی ها و رقابت های تلخ بین دو قدرت هسته ای در منطقه گردیده است.

خصومت 60 ساله میان هند و پاکستان، همین اکنون هسته اصلی جنگ در افغانستان را تشکیل داده است. بسیاری از ناظرین غربی، جنگ درین کشور را کشاکش و نبرد میان ناتو در یک سو و القاعده و طالبان در سوی دیگری تصور میکنند، اما در واقع چنین نیست. ما فکر میکنیم، این جنگ ماست، اما در واقع چنین نمیباشد. حقیقت طوریست که سربازان ما در حال حاضر گرفتار یک جنگ بسیار پیچیده میان دو متخاصم کهنه در منطقه گیر مانده اند.

در افغانستان این جنگ را یک شورش قبایل پشتون در مقابل رژیم رئیس جمهور کرزی، برای بیش از حد قدرت بخشیدن به سایر اقوام – تاجیکها، ازبیکها و هزاره ها – که پشتون ها را رنجیده خاطر ساخته است، تصور میکنند. اگرچه کرزی خود یک پشتون است، بسیاری او را به عنوان یک مرهم جزوی از سوی آیالات متحده آمریکا برای تجدید نظر در ابداع روابط قدرت میان اقوام این کشور بعد از سالهای 2001 به بعد که به سرنگونی رژیم پشتونی طالبان انجامید، تصور میکنند. آیالات متحده با حمایت از تاجیکهای سمت شمال در مقابل پشتونهای سمت جنوب، ناخواسته طرفداری اش را درین خانه جنگیها که از دهه 70 میلادی بدین سو ادامه داشت، ابراز داشت.

امروز تاجیک ها که 27 درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند، حدوداً 70 درصد از افسران ارتش افغانستان را تشکیل داده اند. این باعث گردیده که بسیاری از پشتون ها – که حدوداً 40 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند – از طالبان که عموماً پشتون تبار میباشند، پشتیبانی میکنند و یا حداقل همدردی شان را با آنان اظهار میدارند.

فراتر از این درگیری های بومی، دشمنی و رقابت بسیار خطرناک تری میان دو قدرت منطقه ای مسلح به سلاحهای هسته ی، هند و پاکستان منطقه را به خطر بزرگی مواجه ساخته است. در واقع ایالات متحده، بریتانیا و ناتو– برخلاف هند و پاکستان، نقش بسیار ناچیزی را درین میان ایفا میکنند و بدنبال راه خروجی ازین معضل هستند. حقیقت ساده این است که طالبان تمامی تلاش و سعی شان را برای برگشتن به افغانستان بخرچ میدهند، چون از سوی دولت و ارتش پاکستان بطور کامل پشتیبانی میشوند.اما پاکستان چرا باید از طالبان حمایت کند؟ چون ژنرال های پاکستانی از تحت فشار قرار گرفتن از سوی هند در مرزهای شرقی خود و همچنان وجود یک دولت تحت حمایه هند و وجود گسترده آن کشور در مرزهای شمال و غرب خود هراس دارند. پس از تجزیه شبه قاره هند در سال 1947، کشورهای هند و پاکستان سه بار باهم درگیر شده اند و در بحران مرزی در منطقه کارگل کشمیر در آستانه جنگ هسته ی نیز قرار گرفته بودند.

پس از سرنگونی رژیم طالبان از سوی آیالات متحده، یک تغییر استراتژیک عمده ای در منطقه رخ داد: دولت افغانستان متحد دولت هند گردید، که این وحشتناک ترین خواب پاکستان را تعبیر کرد. رئیس جمهور کرزی بارها بشکل بسیار احساساتی نفرت و انزجارش را از پاکستان اعلام داشته است. چون وی معتقد است که پدرش از سوی سازمان اطلاعاتی پاکستان (آی اس آی) ترور شده بود. از سوی دیگر وی یک پیوند عاطفی عمیقی با هند دارد، طوریکه دوره دانشگاهی اش را درین کشور سپری کرده بود. زمانیکه من با رئیس جمهور کرزی در ماه مارچ گذشته مصاحبه داشتم، وی با گرمی از سالهایکه در شهر شمله هند گزرانده بود، به عنوان شادترین روزهای زندگی اش یاد کرد. با بقدرت رسیدن کرزی در افغانستان، هند این فرصت را غنیمت شمرده، با بازگشایی سفارتش در کابل، و چهار قنسولگری دیگر در چهار شهر کشور، و ارائه کمکهای بازسازی جمعاً در حدود یک و نیم ملیارد دالر، نفوذ سیاسی و اقتصادی اش را در افغانستان گسترش و تقویت بخشید.

ژنرالان پاکستانی از دیر زمانی از جهادیان  بشکل یک ابزار نسبتاً کم هزینه و بسیار راحت برای کنترول حوادث در افغانستان و همچنان در منطقه جنجالی کشمیر، استفاده کرده اند. معلوم نیست چه تعداد ازین ژنرالان ازین استراتژی حمایت میکنند و چه تعداد دیگری در مخالفت با آن قرار دارند. اما این واضح گردیده است که تعدادی از ژنرالان در ارتش و سازمان استخبارات پاکستان از آمار روزافزون خشونت های فرقه ای و سیاسی جهادیان در کشورشان احساس خطر میکنند. اما این دیدگاه توسط تعداد دیگری که همچنان به این باورند که جهادیان ابزار نستباً بهتر و رقابتی تری در مقابل  هژمونی هند در مقایسه با سلاح اتمی میباشد، همواره رد شده است. برای آنها، پشتیبانی از نیروهای جهادی که با دقت تام انتخاب شده باشند، استراتژی حیاتی میباشد که باید خطر آن را پذیرفت. ژنرال اشفاق پرویز کیانی، فرمانده ارتش پاکستان، مدتی ازین استراتژی حمایت میکرد، اما تا چه حد وی استراتژی اش را درین رابطه تغییر داده است، تاهنوز معلوم نگردیده است.

کارشناسان امور پاکستان متفقاً بدین نظر اند، در حالیکه کیانی متوجه تهدیدات طالبان در کشورش میباشد، اما وسواس اصلی وی حضور هند در افغانستان میباشد. طوریکه من از یک دیپلمات ارشد بریتانیایی در اسلام آباد شنیدم: "در حال حاضر، کیانی تماماً در مورد افغانستان فکر میکند و در آن مورد بحث میکند.  تمامی محور توجه وی بسوی کابل متمرکز است و هرچیزیکه میشنود، فقط در مورد افغانستان است. این یک جنگ نیابتی میان هند و پاکستان است که همین اکنون جریان دارد."

بیشتر بر روی آنچه هند تصمیم می گیرد بستگی دارد. معلوم نیست که دولت هند پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان چه نقش کلیدی را درین کشور انتخاب میکنند. برخی از جنگ گراهای هندی استدلال می کنند که با در نظر گرفتن نقش قوی نظامی در افغانستان، هند می تواند خلاء امنیتی به جا مانده از خروج ایالات متحده در افغانستان را پر کند و همچنان این یک فرصت بزرگی خواهد بود برای پیشبرد منافع منطقه ای خود، رقابت با رقیب چینی برای نفوذ درین کشور و خنثی سازی دسایس دشمن دیرینه اش – پاکستان در منطقه.

تلاش نواز شریف، نخست وزیر پاکستان، برای رسیدن به هند ممکن است، اهداف قشر میانه روهای دهلی نو را تقویت کند. آنچه مسلم است اینست که آینده برای هر سه کشور گرفتار در یک مثلث مرگبار از بی اعتمادی متقابل و رقابت نامتوازن زمانی روشن خواهد بود که کشورهای هند و پاکستان بی ثباتی در افغانستان را یک چالش مشترک بپندارند نه یک فرصت جنگی برای پیشبرد اهداف و تشدید خصومتهای دراز مدت خود و برای رفع این معضل دست بدست هم بدهند.

• این مقاله بخشی از نسخه ویرایش شده ی مقاله افتتاحیه بروکینگز تحت عنوان "افغانستان، پاکستان و هند: یک مثلث مرگبار" میباشد.

نویسنده: ویلیام دلریمپل (William Dalrymple)

 

منبع: روزنامه دی گاردین

http://www.theguardian.com/commentisfree/2013/jun/26/nato-taliban-india-pakistan

 

 






August 11th, 2013


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
مسایل بین المللی